خرید بک لینک
خوب و بد دل که چرکین شد چکارش میکنم؟ می نشینیم و نگاهش می کنیم!! هرکه را دشمن بپنداریم به خویش صد هزاران حرف بارش می کنیم تا ببینیم یک قدم بالاتر است خوب و بد هرچه نثارش میکنیم هر که نام آور شود در زندگی از رسیدن نامرادش میکنیم بی کس و تنها شود در این جهان با همه اندوه رهایش میکنیم معرفت دُرِ گرانیست ای عزیز بین مردم هِی صدایش میکنیم فرق ندارد دور باشد یا که نزدیک هر که باشد نقره داغش میکن

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 20:30

سرآینده ادریس حیدری .... سرای شعر وادب ششجوان ..... نفیرِ دل ...... صد سال، ره مسجد ومیخانه بگیری عمرت به هدر رفته اگردست نگیری* درمسجدومیخانه هوایی بسری هست یک دستِ فقیری تو بگیر ،سخت نمیری لب بر مِی و آن جام مزن در همه عمرت تا روز قیامت تو گرفتار و اسیری با اشک یتیمان چه کند این دلِ زارم هر جا نگرم ناله و فریاد و نفیری زیور نتوان بُرد به سرای ابدیت یک عمرگذشت تاکه بفهمی تواَجیری تو شاه نشی

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 20:30

کلبه ی عشق بیهوده نگردید به تکرار در این شهر مهتاب مگر روی سرش بُرقعه ندارد این قافله می آید و از پشت سر او یک ساربان اینجا دگر حُجره ندارد شیرین چه کند در غمِ فرهادِ عزیزش آن عاشقِ دیوانه که یک کلبه ندارد عشق آمد عجبا هردو جهان بر هم زد آدم به حوا گفت برویم توبه ندارد برخیز از این گور به میخانه نظر کن این قبرِ تُهی خلوت و یک مُرده ندارد معشوق اگر دید و پسندید تمام است این عشق لهی به خدا خ

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 20:30

ای که به دام تو اسیرم اسیر* روز و شبم ناله و درد نفیر چند غزل گویم و آهی کشم تا نظر افتد به سرای حقیر دل به تو دادن غلط است نازنین تا نشوم بَرده به دستت اجیر دل که گرفتار و اسیر است ولی حیف که به دام تو صغیرم صغیر خاک رَهت سورمه چشمم کنم آتش ِ شهدادی و من یک کویر بِگذرم آسوده شود این دلم سخت شده جاده عشق پُر خطیر می روم امشب در میخانه ها بر کِشم از جام میِ بی نظیر #ادریس_حیدری...ششجوانی

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 20:30

صفحه بندی